روزهای سخت ولی شیرین انتظار
پسر گلم صدرای عزیز سلام مامانی عزیز قشنگم ببخشید اگر این روزها زیاد نمی تونم برات بنویسم آخه بدلیل استراحت مطلقی که دکتر بهم داده خونه مامان جون هستم و کمتر پای کامپیوت ر عزیز قشنگم دیگه داره یواش یواش روزهای انتظار به پایان میرسه و من وباباجون امیدواریم به زودی تو میوه عشق پاکمون را بغل کنیم وببوسیم عزیزم پس فردا قرار خاله جون اینها بیان اینجا که هم خونه را تمیز کنیم هم اتاقت را اماده کنیم اخه تخت وکمد قشنگت که باباجون زحمتش را کشیده قرار سه شنبه اورده بشه و من وقتی چیدیمشو...
نویسنده :
sara jafari
20:36





